شبکه ایران- پادشاه مراکش (مغرب) که کشورش 53 سال پیش از سیطره استعمار فرانسه بیرون آمده است، اکنون به دلیل اشغال خاک صحرای باختری و بیاحترامی به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل درخصوص اعطای حق حاکمیت و خودمختاری به مردم آن منطقه٬ مورد شماتت برخی کشورهای همسایه و شماری از نهادهای بینالمللی قرار گرفته است.
وزارت امورخارجه مراکش با داشتن چنین سابقهای در پیشینه تاریخی کشور خود، در هفتم اسفندماه جاری سفارت ایران در «رباط» پایتخت این کشور را به تلاش برای ایجاد تغییر در شالودههای مذهبی و دخالت غیرقابل قبول در امور داخلی پادشاه مغرب متهم کرد. برخی دولتمردان مغربی پا را فراتر گذاشتند و جمهوری اسلامی ایران را به اینکه درصدد اختلافافکنی میان اهل سنت و تشیع و ترویج شیعهگری در مراکش بوده است٬ متهم کردند.
صرفنظر از محرکهای خارجی که گفته میشود پادشاهی مغرب را به اتخاذ چنین موضعی علیه ایران تشویق نموده است٬ اما پاسخ به این سوال امری ضروری است که واقعاً چه دغدغهای کشوری چون مراکش را تا این حد نگران کرده که جمهوری اسلامی ایران را که خود از داعیهداران مسئله تقریب بین مذاهب اسلامی است٬ متهم به تفرقهافکنی بین مذاهب اهل تسنن و تشیع در مراکش نماید؟
برای پاسخ به این سوال٬ یادآوری این نکته ضروری است که مردم کشور مسلمان مغرب با بیش از 31 میلیون نفر جمعیت، «مالکی مذهب» هستند که در نظر و نگاه جمهوری اسلامی ایران از احترام ویژه برخوردار است؛ چه اینکه به گفته " غلامحسین الهام " سخنگوی دولت٬ همه بخشها و نحلههای اسلامی برای دولت و مردم ایران مورد احترام هستند.
گرچه این علاقه، یکطرفه و فقط از سوی مردم ایران نیست بلکه در میان مردم مغرب نیز اندیشه مکتب «اهل بیت» نفوذ ویژه دارد که این مسئله همیشه موجب نگرانی پادشاهی مغرب طی سه دهه اخیر بوده است.
آنچه نگرانی دولتمردان در این کشور را دوچندان کرده است٬ اعتقاد بخش قابل توجهی از مردم مغرب به مفهوم انتظار برای موعود است که با مفهوم انتظار در اندیشه شیعی فصلهای مشترک زیادی دارد. بخش اعظمی از مردم اهل تسنن در مراکش، از هواداران "سید حسنی" هستند که به اعتقاد شیعه٬ فردی است که با تلاشهای خود بخشی از زمینههای ظهور منجی آخرالزمان را فراهم خواهد آورد. به همین دلیل است که قسمت قابل توجهی از جمعیت مردم مراکش٬ با شیعیان احساس و اعتقادات مشترکی دارند و تمایل خودجوش و روزافزونی از سوی آنها به شیعهگرایی مشاهده میشود.
گرچه٬ پادشاه مغرب در سیاستی مشابه با برخی پادشاهان و سران حکومتها در کشورهای اسلامی٬ به جای همراهی با حرکت روزافزون اسلامخواهی و انقلابگرایی در مردم این کشورها٬ دچار فرافکنی برای تعیین عوامل اصلی مشکلات خود در کشورهایشان شدهاند. در چنین فضایی است که دولت مغرب٬ ایران را مسئول مشکلات و مسبب دخالت در امور داخلی خود معرفی میکند و مناسبات ایران و پادشاهی مغرب که از ده سال پیش٬ بار دیگر از سرگرفته شده بود با این بهانه٬ دستخوش تغییرات جدی میشود.
اما همزمانی قطع یکجانبه روابط از سوی مراکش با برگزاری کنفرانس بینالمللی حمایت از مردم فلسطین در تهران٬ از بخش دیگری از ابعاد این اقدام دولت رباط پرده برمیدارد. صرفنظر از مناسبات سیاسی و اقتصادی گسترده دولت مراکش با اسراییل٬ به نظر میرسد دلیل دیگر این اقدام پادشاهی مغرب٬ تشویق دولتهایی همچون مصر و عربستان به آن است. مصر و عربستان که در جریان حمله اسراییل به غزه٬ به خاطر حمایت مخفیانه و علنی از رژیم صهیونیستی٬ مورد اعتراض مردم کشورهایشان قرار گرفته بودند٬ ایران را به خاطر همنوایی با مردم غزه مسئول این کاهش محبوبیت قلمداد کردهاند. به همین خاطر٬ قاهره به دلیل نداشتن روابط با تهران، و ریاض به دلیل مناسب نبودن شرایط برای قطع روابط با کشورمان٬ ترجیح دادند مراکش را برای اقدام مشابه جلو بیندازند.
به هر روی٬ کارشناسان امور منطقه بر این اعتقادند که دولتمردان رباط و دیگر دولتهای مشابه در منطقه٬ مناسبتر است به جای متهم کردن جمهوری اسلامی ایران درخصوص دخالت در امور اعتقادی این کشورها٬ به این موضوع توجه داشته باشد که افکار عمومی جهان اسلام نیاز به توصیه و دعوت ندارد و براساس ارتباطات درونی و اعتقادی خود با اندیشههای مذهبی٬ به تمایلات فکری خود پاسخ میدهد.
گستردگی ابعاد روند انقلابگرایی در کشورهای عربی٬ خود گواهی بر این است که ایجاد چنین حرکتی در افکار عمومی از حوزه توانمندی یک دولت خارج است؛ چه اینکه دولت آمریکا که پرحضورترین قدرت در نقاط مختلف جهان به حساب میآید٬ نتوانست طی سالهای اخیر اهداف خود را در زمینه برپایی فرهنگ دموکراسی غربی در کشورهای تحت اشغال خود محقق کند. همین امر به خوبی نشان میدهد که روند روزافزون اسلامخواهی و انقلابگرایی در کشورهای عربی٬ نه به خاطر اقدامات یک دولت بلکه به خاطر نیاز درونی افکار عمومی کشورهای عربی به شعائر انقلاب اسلامی است.
به مناسبت روز جهانی قدس: صهيونيسم در نگاه شهيد مطهري
نطق تاريخي شهيد مطهري عليه صهيونيسم در عاشوراي سال 1390 قمري برابر با اسفند 1348 شمسي كه به دستگيري ايشان انجاميد فراموش ناشدني است، در اينجا به بخشي از آن پرداخته شود.
اگر پيغمبر اسلام زنده ميبود امروز چه ميكرد؟ درباره چه مسئلهاي ميانديشيد؟ والله و بالله قسم ميخورم كه پيغمبر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود ميلرزد. اين يك مسئله دو تا چهار تاست. اگر كسي نگويد، گناه كرده است من اگر نگويم و الله مرتكب گناه شدهام، و هر خطيب و واعظي اگر نگويد مرتكب گناه شده است.
...صهيونيستها " يعني يهودياني كه دهها قرن بود كه در گوشههاي ديگر دنيا زندگي ميكردند و از نژادهاي ديگر بودند. من خودم فكر ميكردم كه يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا ميبينم تاريخ تشكيك ميكند، ميگويد اين حرف دروغ است. بسياري از يهوديها اصلا از نسل اسرائيل نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتي نژادشان هم خالص نمانده است. يهودياني كه در اطراف و اكناف دنيا زندگي ميكردند، فقط به دليل اينكه فرنگيها به اينها زجر دادهاند و اينها دنبال نقطهاي ميگردند كه آنجا جمع شوند، و به دليل اينكه مردم خيانت پيشهاي هستند، و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزميني رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيلهاي براي پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد به اين سرزمين مهاجرت كردند و زمينها را خريدند در حالي كه يهودي بومي در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الان هم آن بيچارهها در بدبختي فوق العادهاي زندگي ميكنند. يعني يهوديان اروپائي و آمريكايي كه آمدند، از جمله بدبختيهايي كه به وجود آوردهاند اينست كه سربار يهوديان اصلي هستند كه حق دارند در آنجا زندگي كنند.
يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهوديها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادي هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومي، كشتند و زدند و بعد هم آواره كردند. پشت سر يكديگر از كشورهاي اروپائي مهاجرت ميشد، آمدند و آمدند. اين يهودياني كه شما امروز اسمشان را ميشنويد: موشه دايان، زلي اشكول، گلداماير، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجاي دنيا آمدهاند؟ مدعي هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلي اشتباه كردهايد، خيلي همه اشتباه ميكنيم. او ميداند كه يك دولت كوچك بالاخره نميتواند آنجا زندگي كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنهاش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم كشيده شود.
به قول عبدالرحمن فرامرزي: اين اسرائيلي كه من ميشناسم، فردا ادعاي شيراز را هم ميكند ميگويد: شاعرهاي خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشتهاند ملك سليمان. هر چه بگويي آقا! آن تشبيه است، ميگويد سند از اين بهتر هم ميخواهيد؟ مگر ادعاي خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر " روزولت " به پادشاه وقت عربستان سعودي پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعاي عراق و سرزمينهاي مقدس شما را ندارند؟
والله و بالله ما در برابر اين قضيه مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيهاي كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستاني كه دل حسين بن علي را خون كرده، اين قضيه است.
اگر ميخواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر ميخواهيم به عزاداري حسين بن علي ارزش بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علي امروز بود و خودش ميگفت براي من عزاداري كنيد، ميگفت چه شعاري بدهيد؟ آيا ميگفت بخوانيد: " نوجوان اكبر من " يا ميگفت بگوئيد: " زينب مضطرم الوداع، الوداع "، چيزهايي كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهاي پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم؟!
اگر حسين بن علي بود ميگفت اگر ميخواهي براي من عزاداري كني، براي من سينه و زنجير بزني، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان ميخورد.
هي دروغ در مغز ما كردند كه آقا اين يك مسئله داخلي است. مربوط به عرب و اسرائيل است. باز به
قول عبدالرحمن فرامرزي: اگر مال اينهاست و مذهبي نيست، چرا يهوديان ديگر دنيا مرتب براي اينها پول ميفرستند؟
ما چه جوابي در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهودياني كه فعلا شناسنامه اسرائيلي دارند، پانصد ميليون دلار براي اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب بريزند بر سر مسلمانان.
شنيدهام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سي و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان براي آنها به عنوان كمك رفت. و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودي هستند، ملامت نميكنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيشش كمك كرده است، با كمال افتخار پول ميفرستد، رسيدش هم از موشهدايان ميآيد و آن را در بازار هم نشان ميدهد، ميگويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين دو سه شب پيش ننوشتند ( من بريدهاش را از " اطلاعات " دارم ) كه الان فقط يهوديان مقيم امريكا روزي يك ميليون دلار به اسرائيل كمك ميكنند؟!
آن وقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علي بن ابي طالب بخوانيم.
اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستاني را كه ما از علي بن ابي طالب نقل ميكنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه: روزي علي بن ابي طالب شنيد دشمن به كشور اسلامي حمله كرده است، و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار. بعد فرمود: شنيدهام زينت يك زن مسلمان يا زني كه در حمايت مسلمانان است را گرفتهاند. شنيدهام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين علي بن ابي طالب كه ما اظهار تشيع او را ميكنيم و نسبت به او حساسيتهاي بي معني و دروغين نشان ميدهيم گفت: « فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندي جديرا » (نهج البلاغه، خطبه. 27). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است و مورد ملامت نيست.
آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالي به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها براي حق مشروع بشري قيام نميكنند؟
كيست كه امروز منكر شود كه فلسطينيهاي آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟
من در سفر مكه بعضي از اينها را ديدم. يك جوانهائي! فقط ميگفتند: دماء الشهداء، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادي در ميان آنها هستند كه والله براي لباسشان محتاجند و برهنه ميجنگند. اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزي يك ريال بدهد، در سال نزديك به سيصد ميليارد دلار ميشود. اگر فقط مردم ايران كه بيست و پنج ميليون نفر هستيم ( در زمان سخنراني شهيد مطهري) و نود و هشت درصد ما مسلمان است، هر فرد روزي يك ريال به فلسطينيها كمك كند، در سال حدود نود ميليون تومان ميشود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزي يك ريال كمك كند در سال نه ميليون تومان ميشود.
«فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء، آيه. 95 ) الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم »( سوره توبه، آيه. 20 )
به وسيله مال كه ميتوانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سئوالي كه بعد از مردن از ما ميكنند همين است كه در زمينه همبستگي اسلامي چه كرديد؟ پيغمبر فرمود: « من سمع مسلما ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم »
هر كس بشنود صداي مسلماني را كه فرياد ميكند ياللمسلمين مسلمانان به فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نميدا نم. چه مانعي دارد كه ما براي اينها حساب باز كنيم؟ چه مانعي دارد كه مقدار كمي از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتي يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهاي ديگر آنها را حسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند: ولي ما نكنيم؟
مردم بيدار آن مردمي هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند.
من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا ميداند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگري نبود. اين كمك مالي را وظيفه شما ميدانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظي ميدانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظي من واجب ميدانم كه چنين حرفي را بزند. مراجع تقليد بزرگي مثل آيت الله حكيم و ديگران رسما فتوي دادهاند كه كسي كه در آنجا كشته ميشود، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.
پس بيائيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتابهاي خودمان ارزش بدهيم، به پولهاي خودمان ارزش بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولتهاي بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نميانديشند، اينست كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد. آمريكا را فقط همين يكي جري كرده است. ميگويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگي و همدردي ندارد.
ميگويد يهودي كه براي پول ميميرد، جز پول چيزي نميشناسد، خدايش پول است، زندگيش پول است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسي كه ميرسد روزي يك ميليون دلار به همكيشانش كمك ميكند ولي هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكي به همكيش خود نميكنند!
رييس پيشين سازمان اطلاعات اسرائيل اعلام کرد: تغيير رژيم در ايران کار اسرائيل يا هيچ قدرت ديگری نيست و امری است که تنها مردم ايران بايد درباره آن تصميم بگيرند. وي رهبر انقلاب اسلامی را به خاطر استقبال از فرصت انجام مذاکرات، «خردمند» توصيف کرد و افزود: میتوان از طريق مذاکراتی کاملا جدی با رهبری ايران بر سر مسئله اتمی به توافق دست يافت.
«افرائيم هلوي»، رئيس پيشين سازمان اطلاعات اسرائيل اعلام کرد که «تغيير رژيم در ايران کار اسرائيل يا هيچ قدرت ديگري نيست و امري است که تنها مردم ايران بايد درباره آن تصميم بگيرند.»
هلوي دوشنبه شب، ۳۱ تير، در مصاحبهاي با راديو سراسري اسرائيل، آيت الله خامنهاي، رهبر انقلاب اسلامي را به خاطر استقبال از فرصت انجام مذاکرات، «خردمند» توصيف کرد و افزود: «ميتوان از طريق مذاکراتي کاملا جدي با رهبري ايران بر سر مسأله اتمي به توافق دست يافت.»
وي در اين باره با اشاره به گفتوگوهاي روز شنبه در ژنو ميان ايران و گروه پنج به علاوه يک، از آمادگي ايران براي «رسيدن به نتايجي زيبا، همان گونه که سعيد جليلي، رئيس شوراي عالي امنيت ملي ايران بيان نمود» استقبال کرد.
افرائيم هلوي، نهمين رئيس موساد و رئيس شوراي عالي امنيت ملي اسرائيل، بوده است. وي در سال ۱۹۹۸ رياست موساد را در دست گرفت. پيش از آن، او به عنوان نماينده ويژه سه نخست وزير وقت اسرائيل در سفرهاي محرمانه به کشورهاي عربي و مأموريتهاي حساس نقش ايفا کرد و از جمله عامل دستيابي اسرائيل و اردن هاشمي در سال ۱۹۹۴ به پيمان صلح و برقراري مناسبات ديپلماتيک ميان دو کشور بود.
هلوي در اين گفتوگوي راديويي اضافه کرد: «در جريان چنين مذاکراتي، هر يک از طرفين مسلما بايد از مقداري از خواستههاي خود نيز عدول کند و نرمش نشان دهد.»
رئيس سابق موساد به داشتن ديدگاههاي ميانهرو شهرت دارد و از جمله همواره از لزوم مذاکرات با حماس سخن گفته است و ناديده گرفتن آن را غير طبيعي ميداند.
افرائيم هلوي گفت: «من انتظار نداشتم که در اين نخستين ديدار، ايران گذشتهايي را که شايد حاضر به انجام آن باشد، بيان کند و اين يک امر طبيعي بود، ولي رژيم ايران نبايد در اين انديشه نادرست باشد که ميتواند به مذاکرات بيايد، ولي بر سر ديدگاههاي خود نيز اصرار ورزد و هيچ نرمشي نشان ندهد.»
او با اشاره به آنچه تغيير شيوه ايالات متحده آمريکا و نرمش آن کشور براي گفتوگو با ايران خواند، افزود: «ايران نيز بايد نرمش نشان دهد و از فرصت دو هفتهاي که در اختيار دارد، استفاده کند و اين بهترين موقعيتي را که به دست آورده، از کف ندهد.»
نمايندگان کشورهاي آمريکا، بريتانيا، فرانسه، روسيه، چين و آلمان، اعضاي گروه پنج به علاوه يک، دو هفته به تهران مهلت دادهاند که فعاليتهاي هستهاي خود را به حال تعليق در آورد يا در غير اين صورت، با تحريمهاي شديدتر روبهرو خواهد شد.
افرائيم هلوي ابراز عقيده کرد که «اين فرصت دوباره تکرار نخواهد شد» و افزود: «مذاکرات راهي بيپايان نيست و تنها با گفتن سخنان زيبا نميتوان به توافق رسيد و اين امر که ايران مذاکرات را به بافتن قالي زيبا و بادوام ايراني تشبيه کرده، دلپذير است، اما ايرانيها بايد گامهاي عملي هم بردارند و در هر حال، توپ اکنون در زمين ايران است.»
ايران حاضر به گفتوگو با اسرائيل خواهد شد؟
رئيس پيشين سازمان جاسوسي اسرائيل، موساد، در پاسخ به اين پرسش که آيا «ايران حاضر به گفت و گو با اسرائيل نيز خواهد بود»، گفت: «حکومت ايران، تنها مذاکرات با اسرائيل را نخواهد پذيرفت و چنين درخواستي واقعگرايانه نيست، اما گمان ميکنم اگر مذاکرات بر سر منافع ملي ايران باشد، چنين گفتوگوهايي نيز ميتواند امکان پذير باشد.»
اين سخنان پس از آن انجام گرفت که فارس، خبرگزاري حامي دولت محمود احمدي نژاد به نقل از اسفنديار رحيم مشايي، معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران، نوشت: ايران با مردم اسرائيل دوست است و با آنان دشمني ندارد.
او افزود: «اسرائيل از حدود بيست سال پيش، خطر ناشي از رژيم ايران را تشخيص داده و براي مقابله با آن کارهاي لازم و بسياري انجام داده است.»
وي افزود: «جهان اکنون آماده است که ايران را هر چه بيشتر پذيرا باشد و اين كشور را در مقام شايسته و طبيعي خود براي ايفاي نقشي قابل توجه در منطقه و جهان ببيند. اصولا ايران شايسته آن است که در همه عرصهها، به ويژه سرمايهگذاري خارجي، عضوي شايسته از جامعه متمدن جهاني باشد.»
*برای مطالعه ادامه مطلب اینجاکلیک کنید*
دیلی تلگراف یک نهاد نظامی ایرانی را متصدی برنامه هستهای ایران معرفی نموده و ادعا کرده این نهاد با راهاندازی شرکتهای عمومی متعدد، سعی در مخفی نگه داشتن فعالیتهای خود از چشم بازرسان سازمان ملل دارد. به نظر میرسد انتشار چنین اخباری در جهت کمرنگ کردن پاسخ ایران به بسته پیشنهادی غرب باشد.
طبق آخرین اخبار محرمانه دیپلماتهای غربی، ایران ساخت تجهیزات بسیار پیچیدهای را که کارشناسان معتقدند بیشتر برای تولید سلاح هستهای به کار میآید، از سر گرفته است!
پایگاه اینترنتی تلگراف، ایران را متهم به شروع مجدد برنامه تولید سلاح اتمی نموده است. این خبر مدعی است این پروژه بر اساس نسخههایی شکل گرفته است که غربیها معتقدند عبدالقدیرخان، پدر دانش هستهای پاکستان، به ایران فروخته است. این در حالی است که عبدالقدیر خان چندی پیش این اتهام را شدیدا تکذیب نمود.
دیلی تلگراف یک نهاد نظامی ایرانی را متصدی برنامه هستهای ایران معرفی نموده و ادعا کرده است این نهاد با راهاندازی شرکتهای عمومی متعدد در اطراف تهران، سعی در مخفی نگه داشتن فعالیتهای خود از چشم بازرسان سازمان ملل دارد. در شرایطی که ایران چند ماه پیش، اولین سری سانترفیوژهای P2 خود را در نطنز راهاندازی نموده است.
این گزارش همچنین ادعا میکند فعالیت اخیر ایران برای تولید این نوع سانتریفیوژها بر اساس اطلاعات عبدالقدیر خان میباشد.
در این گزارش آمده است برنامه تولید سانتریفیوژهای P2 در ایران در سال 2004، با کشف اورانیوم غنی شده در حد سلاح هستهای توسط بازرسان آژانس، متوقف گردید.
بنا به این ادعا این شرکت موفق به تولید سانتریفیوژ P2 و غنی سازی مقدار اندکی اورانیوم شده بود.
در ادامه ادعا شده است یکی از این شرکتها در مجتمعی مسکونی در امیرآباد تهران واقع شده است.
به نظر میرسد انتشار چنین اخباری در جهت کمرنگ کردن پاسخ ایران به بسته پیشنهادی غرب و گرم کردن تنور تنشها باشد
او با اشاره به اين كه نزديكترين راه براي حمله به ايران، استفاده از حريم هوايي عراق است، گفت: ما براي حمله و براي پس از آن، به كمك آمريكا نياز داريم. ما بايد براي واكنش احتمالي حزبالله و سوريه و همچنين پيامدهاي ديپلماتيك اين كار آماده شويم. انتظار نداشته باشيد كه با حمله به ايران، دنيا براي ما كف بزند.
پس از تأكيد سيد حسن نصرالله بر اين كه اسرائيل بدون كمك آمريكا، توان تعرض به ايران را ندارد، منابع صهيونيستي نيز به اين واقعيت اعتراف كردند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»به نقل از «اورشليم پست»، مواضع و گزارشهاي ضد و نقيض واشنگتن در مورد بايد و نبايدهاي جنگ احتمالي اسرائيل با ايران و معناي آن براي آمريكا، بازتابي از اختلافات سياسي عميق موجود در دولت بوش است.
مقامات دفاعي و ديپلماتيك اسرائيل بر اين باورند كه «گروه جنگطلبان به رهبري ديك چني، معاون بوش و گروه مخالفان جنگ به رهبري رابرت گيتس، وزير دفاع دو طرف اين مجادله در آمريكا هستند كه براي پيشبرد عقايد خود، ارزيابيهايي را درباره قصد اسرائيل براي حمله ارايه داده و براي حمايت از مقاصد خود، اسرائيل را به محور جنگ سياسي اين دو جبهه تبديل كردهاند؛ براي مثال، يكي از مقامات گفت: اظهارات اخير دريادار «مايكل مولن»، فرمانده ستاد مشترك ارتش آمريكا درباره تأثيرات منفي گشودن جبهه سوم و حمله به ايران بر منافع آمريكا، در راستاي بازداشتن اسرائيل از انجام اين كار نبوده، بلكه به نوعي خاموش كردن مهرههاي موجود حامي جنگ در دولت بوش بوده است.
يكي از مقامات ديپلماتيك اسرائيل گفت: با وجود چنين اختلافاتي در واشنگتن، روشن است كه اسرائيل بدون چراغ سبز آمريكا، نميتواند چنين كاري عليه ايران انجام دهد.
وي گفت: همه ميدانند كه ما نبايد بدون موافقت آمريكا، اين كار را انجام دهيم؛ هم به اين دليل كه ما براي حمله بايد از حريمي هوايي استفاده كنيم كه تحت كنترل آمريكاست و دوم آن كه براي رويارويي با پيامدهاي اين كار، به آمريكا نيازمنديم.
او با اشاره به اين كه نزديكترين راه براي حمله به ايران، استفاده از حريم هوايي عراق است، گفت: ما براي حمله و براي پس از آن، به كمك آمريكا نياز داريم. ما بايد براي واكنش احتمالي حزبالله و سوريه و همچنين پيامدهاي ديپلماتيك اين كار آماده شويم. انتظار نداشته باشيد كه با حمله به ايران، دنيا براي ما كف بزند؛ چرا كه در نتيجه اين كار، قيمت نفت كه هماكنون به 140 دلار رسيده، ناگهان به سيصد دلار افزايش خواهد يافت.
اين مقام ادامه داد: اسرائيل براي پوشش ديپلماتيك اين اقدام خود در برابر اعتراضات جهاني و تحريمات احتمالي پس از حمله نيز نيازمند آمريكاست.
بنا بر اين گزارش، هرچند مقامات اسرائيل از مواضع ضد و نقيض واشنگتن شوكه نشدهاند و از وجود اين اختلافات آگاه بودهاند، اما عنوان كردهاند كه از اظهارات مولن درباره گشودن جبهه سوم شوكه شدهاند، چرا كه وي در جريان سفر هفته گذشته خود به تل آويو چنين هشدارهايي نداده بود.
ما مسلمانیم پیرو قرآن!
از آن جائی چند هفته ای است که جو سیاسی کشور تحت شعاع حرکت هایی به عنوان افشاگری علیه مفسدان اقتصادی قرار گرفته است قصد آن داریم در این نوشتار از نگاهی برون سیاسی و صرفا دینی به این ماجرا نظری نمائیم تا بلکه وظیفه خویش را به عنوان یک مسلمان پیرو قرآن و اهلبیت(ع) در مقابل این وقایع بدانیم.
واقعیت آن است که اگر ما حقیقتا اعتقاد به پیروی از قرآن و اهلبیت(ع) داشته باشیم هرگز نباید لحظه ای تحت تأثیر اینگونه وسوسه ها و انحرافها که با ظاهر فریبنده افشاگری صورت میگیرد قرار گیریم زیرا برمبنای اعتقاد ما ملاک تشخیص حق و باطل در شرع مقدس اسلام مشخص شده است و اگر ما این ملاکها را رعایت نکنیم چه بسا از همان کسانی بشویم که پس از شهادت حضرت علی (ع) هنگامی شنیدند امام (ع) را در محراب مسجد ضربت زدند گفتند: «مگر علی نماز هم میخواند!» امام علی(ع) در نهج البلاغه معیار تشخیص حق و باطل را برای ما اینگونه بیان میفرمایند: بین حق وباطل چهار انگشت فاصله است. پرسیدند معنی اش چیست؟ فرمودند: بین گوش وچشم چهار انگشت فاصله است " باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم " همانگونه که خداوند نیز قرآن کریم میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ«اى کسانى که ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پارهاى از گمانها گناه است»
عدم توجه به معیارها و ملاکها تشخیص حق از باطل است که سبب میشود شیطان و حزبش همیشه از آن بهره جسته و با در آمیختن حق و باطل و آلوده کردن فضا بر مؤمنان این باور را به وجود آورند که تشخیص حق از باطل محال است در حالیکه مشکل اصلی ما عدم متابعت از دستورات دینی است نه عدم تشخیص واقعیت. این یک حقیقت است که ما حاضریم آبروی بزرگانی که سالها زحمت کشیدهاند و دارای درجات معنوی و علمی رفیعی هستند را به ادعای فردی ناشناس که شهادت بر مجرم بودن او نیز داده شده است ببریم بی توجه به آیات قرآن که میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ سوره 49: الحجرات 6 اى کسانى که ایمان آوردهاید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کردهاید پشیمان شوید.
و یا آیات11تا16 سوره نور که توجه به آن قلوب مؤمنان را میلرزاند و دوریمان را از حقیقت قرآن را بار دیگر متذکرمیشود:
إِنَّ الَّذِینَ جَاءُو بِالافْکِ عُصبَةٌ مِّنکمْ لا تحْسبُوهُ شرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیرٌ لَّکمْ لِکلِّ امْرِىٍ مِّنهُم مَّا اکْتَسب مِنَ الاثْمِ وَ الَّذِى تَوَلى کِبرَهُ مِنهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ(11)
لَّوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ ظنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَت بِأَنفُسِهِمْ خَیراً وَ قَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ(12)
لَّوْ لا جَاءُو عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشهَدَاءِ فَأُولَئک عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَذِبُونَ(13)
وَ لَوْ لا فَضلُ اللَّهِ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَتُهُ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ لَمَسکمْ فى مَا أَفَضتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(14)
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکم مَّا لَیْس لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَ تحْسبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ(15)
وَ لَوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا یَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکلَّمَ بهَذَا سبْحَنَک هَذَا بهْتَنٌ عَظِیمٌ(16)
ترجمه :
11 - کسانى که آن تهمت عظیم را مطرح کردند گروهى از شما بودند، اما گمان نکنید این ماجرا براى شما بد است ، بلکه خیر شما در آن است ، آنها هر کدام سهم خود را از این گناهى که مرتکب شدند دارند، و کسى که بخش عظیم آن را بر عهده گرفت عذاب عظیمى براى او است .
12 - چرا هنگامى که این (تهمت ) را شنیدید مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند؟ چرا نگفتید این یک دروغ بزرگ و آشکار است ؟!
13 - چرا چهار شاهد براى آن نیاوردند؟ اکنون که چنین گواهانى نیاوردند آنها در پیشگاه خدا دروغگویانند.
14 - و اگر فضل و رحمت الهى در دنیا و آخرت نصیب شما نمى شد به خاطر این گناهى که کردید عذاب سختى به شما مى رسید.
15 - بخاطر بیاورید زمانى را که به استقبال این دروغ بزرگ رفتید، و این شایعه را از زبان یکدیگر مى گرفتید، و با دهان خود سخنى مى گفتید که به آن یقین نداشتید، و گمان مى کردید این مساءله کوچکى است در حالى که نزد خدا بزرگ است !
16 - چرا هنگامى که آن را شنیدید نگفتید براى ما مجاز نیست که به این تکلم کنیم ؟ خداوندا منزهى تو، این بهتان بزرگى است !
نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه داشت آن است که اگر ما بخواهیم از اینگونه وسوسهها و فریبکاریها که دامن زنندههای آن نیزهمان شبکههای رادیویی و تلویزیونی آمریکا و انگلیس واسرائیل هستند پیروی کنیم یقینا مصداق این آیه شریفه خواهیم بود که: «وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا» سوره 53: النجم 28« و ایشان را به این [کار] معرفتى نیست جز گمان [خود] را پیروى نمىکنند و در واقع گمان در [وصول به] حقیقت هیچ سودى نمىرساند»
ودر این صورت است که دیگر ما جمهوری اسلامی وانقلاب که هیچ بلکه نباید حتی نعوذ بالله پیامبر خدا(ص) را نیز قبول داشته باشیم چون بسیاری از تهمتها بلکه بسیار بالاتر از آن را نیز به آن وجود مقدس در طول تاریخ زده شده است.
در پایان این نوشتار تکرار میکنم آنچه معمولا در محافل سیاسی گفته میشود سخنان غیرقطعی است که با استنباط از شنیدههای دیگرانی که خود آنها نیز آن را شنیده بودند گردآوردی شده است و با کنارهم قرار دادن آنها نتایج قطعی از آن استنباط میشود و آبروی اشخاصی نیز به این وسیله نابود میشود، در حالی که اینها نمی تواند در پیشگاه عدل الهی برای ماعذرآور باشد چنانچه در توصیف صراط قیامت آمده است: "احدّ من السیف و ادقّ من الشعر": از شمشیر برندهتر، واز مو باریکتر است.
خداوند دین همه ما را از فتنههای آخرزمان حفظ نماید.
اوباما: با ايران مذاكره ميكنم، نه با احمدينژاد
اوباما اعلام كرده كه انتخابات رياستجمهوري ايران در سال 2009 با تعيين فردي كه به قدرت خواهد رسيد، عامل مهمي در تعيين زمان احتمالي اين ديدار خواهد بود.

باراك اوباما، نامزد رياستجمهوري دمكراتها در آمريكا، بر تمايل خود براي گفتوگو با رهبران كشورهايي مانند ايران كه به عنوان دشمن آمريكا به شمار ميروند، تأكيد كرد، اما اعلام نمود: اين لزوما به معناي مذاكره با محمود احمدينژاد، رئيسجمهور ايران نيست.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، آسوشيتدپرس از نيومكزيكو، گزارش داد: اوباما كه شانس بسياري براي رقابت با «مك كين»، نامزد جمهوريخواهان در انتخابات رياستجمهوري در ماه نوامبر دارد، اعلام كرد كه ميخواهد بدون هيچ پيششرطي با رهبران كشورهايي مانند ايران، سوريه، كوبا و ونزوئلا ديدار كند.
مك كين از اين ديدگاههاي اوباما كه وي با شخصي مانند احمدينژاد ديدار كند، انتقاد و اعلام كرده بود كه اين كار باعث ايجاد وجههاي خوب براي رئيسجمهور ايران شده و پيام نادرستي را نيز به متحدان آمريكا مانند اسرائيل ميدهد.
اوباما، سناتور ايالت ايلي نويز اعلام كرده كه انتخابات رياستجمهوري ايران در سال 2009 با تعيين فردي كه به قدرت خواهد رسيد، عامل مهمي در تعيين زمان احتمالي اين ديدار خواهد بود.
اوباما در نيومكزيكو به خبرنگاران گفت: دليلي ندارد كه ما لزوماً با احمدينژاد، وارد مذاكره شويم، پيش از اينكه مطمئن شويم، وي در قدرت باقي خواهد ماند؛ او قدرتمندترين شخص ايران نيست.
جمهوريخواهان، اوباما را متهم به تضاد در سخنانش درباره كشورهايي ميكنند كه با آمريكا داراي روابط خصمانه هستند. اوباما درباره ايران گفت: آماده شدن براي گفتوگو به اين معني است كه ما هماكنون داراي روابطي در سطح پايينتر هستيم كه در مورد نگرانيهاي ما درباره برنامه اتمي ايران شفافسازي شده، اما ما قصد داريم به سخنان و ديدگاههاي آنان هم گوش دهيم.
وي گفت: من پيش از اين هم بر مذاكره با اين كشورها تأكيد كرده بودم و مواضعم تغيير نكرده است. من از ملاقات با رهبران كشورهايي مانند ايران، كره شمالي و ونزوئلا خوشحال ميشوم و پيش از اين هم گفته بودم، مهم است كه مطمئن شويم، اين روابط از سطح پايين آغاز بشود و كارهايي هم كه تاكنون انجام شده، خوب بوده و نشان ميدهد كه تحقق چنين ديداري سازنده خواهد بود.
اعتراف آمريكا به حمايت از جندالله

مقامات امريكايي اذعان كرده اند افسران اطلاعاتي امريكا به طور مرتب با رهبران جندالله ديدار مي كنند و آنها را راهنمايي مي كنند. همچنين افسران فعلي و سابق در حال تلاش هستند تا از تحويل اعضاي جندلله به ايران جلوگيري كنند.
در آستانه تحويل شش نفر از اعضاي گروه تروريستي جندالله به ايران از سوي پاكستان، آمريكا براي اولين بار به حمايت خود از اين گروه تروريستي اعتراف كرد.
به گزارش سرویس بین الملل «فردا» و به نقل از اي بي سي نيوز مقامات امريكايي اذعان كرده اند افسران اطلاعاتي آمريكا به طور مرتب با رهبران جندالله ديدار مي كنند و آنها را راهنمايي مي كنند. همچنين افسران فعلي و سابق در حال تلاش هستند تا از تحويل اعضاي جندلله به ايران جلوگيري كنند.
آمريكايي ها انگيزه خود از تلاش براي نجات اعضاي جندالله را نيز اعلام كرده اند. به گفته مامورين آمريكايي اعضاي جندالله علاوه بر ايجاد نا آرامي در ايران در رديابي بعضي اعضاي القاعده كه قصد ورود به ايران از طريق بلوچستان را داشته اند به آمريكايي ها كمك كرده اند.
تخمين انگيزه هاي پاكستان از اين اقدام نيز جالب توجه است. پاكستان مدتي است كه سيگنال هايي مبني بر تمايل به فاصله گرفتن از آمريكا از خود نشان مي دهد. اخيرا هم توافقي بين دولت پاكستان و سران قبايل شبه نظامي پاكستان در مناطقي كه سران طالبان در انها مخفي شده اند شكل گرفته است. اين توافق رديابي نيروهاي القاعده را براي آمريكا به شدت سخت كرده است.
شایان ذکر است سي آي اي هرگونه ارتباط مستقيم با اين گروه را انكار كرده است
رئيسجمهوري روسيه، موافقت خود را با بر عهده گرفتن رهبري حزب «روسيه واحد»، بزرگترين حزب سياسي اين کشور اعلام کرد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، با موافقت ولاديمير پوتين براي به دست گرفتن رهبري حزب حاکم اين کشور، وي پس از پايان دوره رياستجمهوري خود، در تاريخ هفتم مي (هيجدهم ارديبهشت) فعاليت سياسي خود را در کرملين به عنوان نخستوزير روسيه ادامه خواهد داد.
پوتين 55 ساله، دو دوره رئيسجمهور روسيه بوده و در اين مدت توانسته روسيه را به جايگاه مناسبي در سطح بينالمللي برساند. پوتين پيش از رسيدن به پست رياستجمهوري، از سوي «بوريس يلتسين»، رئيسجمهور سابق روسيه به عنوان نخست وزير برگزيده شده بود و پيش از آن نيز به عنوان مأمور «کا.گ.ب» مشغول به کار بود.
در حالي كه آمريكا با توجيه غيرواقعي برد موشكهاي ايران به دنبال استقرار سپر موشكي در لهستان است، روزنامه «تايمز» انگليس مدعي شد: عكسهاي ماهوارهاي جديد، نشان دهنده يك مركز مخفيانه پرتاب موشكهاي دوربرد در ايران است كه ميتواند نقاطي در اروپا را هدف قرار دهد.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از اين روزنامه، عكسهاي مذكور كه توسط ماهواره «كوئيك برد» و چهار روز پس از پرتاب اين موشكها گرفته شده، مشخص كننده تجهيزاتي است كه نشان ميدهد اين مركز، هماني است كه ايران براي ساخت موشك بالستيك خود با بردي حدود 6000 كيلومتر بر آن متمركز است.
پيش از اين، برآورد شده بود، اين مركز در حدود 230 كيلومتري جنوب شرق تهران است و ارتباط آن با برنامه موشكهاي دوربرد ايران توسط سرويس اطلاعاتي «جين» مطرح شده بود. مطالعه اوليه اين عكسها، نشان داده است كه ايران نيز مانند كره شمالي، راهي را تعقيب ميكند و هماكنون نيز در حال كار كردن روي يك برنامه فضايي است كه به ايران امكان تخصص يافتن در تكنولوژي موشكهاي دوربرد را ميدهد.
«جفري فوردن»، از محققان انستيتو تكنولوژي ماساچوست اعلام كرد: به تازگي ساختماني در اين سايت ساخته شده است كه حدود 40 متر طول دارد و از نظر اندازه، مشابه موشكهاي دوربرد «تائه پودونگ» كره شمالي است.
روزنامه «تايمز» البته در پايان هدف خود را نيز آشكار كرد و نوشت: «آويتال يوهانان»، سردبير مجله خلع سلاح جين ميگويد: تحليل اين سايت نشان داد كه ممكن است ايران، تنها پنج سال با دستيابي به موشك دوربردي با برد 6000 كيلومتر فاصله داشته باشد كه البته اين ميتواند تأييدي بر نگراني بوش در ايجاد سپر موشكي در لهستان و چك نيز تلقي شود.
دكتر فوردن ادامه داد: موشك كاوشگر يك كه با حضور احمدينژاد پرتاب شد، تكنولوژي مشابه با موشك شهاب 3 داشته است كه آن هم نسخهاي مشابه موشكهاي «ناندوگ» كره شمالي با سوخت مايع است.
وي افزود: كاوشگر يك، اثباتكننده پيشرفتي جدي در تكنولوژي موشكي ايران نبوده است، اما احتمال اين پيشرفت در آينده را نشان ميدهد.
دكتر فوردن گفت: مطالعه اين سايت، نشان داده است كه اين مكان، بخشي از يك مجموعه بزرگ و رو به گسترش با فعاليتهاي ساختماني جديد و محافظتهاي امنيتي بسيار بالاست و ميتواند يك سايت استراتژيك بسيار مهم باشد.
۹۲درصد مردم ايالات متحده با تهاجم نظامي به ايران مخالفند.
هفته نامه نيشن در مقاله اي به بررسي اوضاع كنوني تنش بين ايران و ايالات متحده پرداخته و از مخالفت 92 درصد مردم آمريكا با اقدام نظامي عليه ايران خبر داده است.
در اين مطلب آمده است:
اين روزها بار ديگر به نظر مي رسد دولت بوش اين مساله را مورد بحث قرار داده كه آيا به ايران حمله كند يا خير و البته اين مساله بار ديگر نشاندهنده گسستگي فوق العاده موجود بين كاخ سفيد و مردم آمريكا است و ما اكنون بايد با جنون رويارويي نظامي با ايران جلوگيري كنيم.
نظرسنجي ها نشان مي دهد افكار عمومي آمريكا به قدري نسبت به استفاده از قدرت نظامي بدبين هستند كه تنها 8 درصد آنها از اقدام نظامي عليه ايران حمايت مي كنند . در عين حال يك خطر مشخص وجود دارد كه ديك چني و نومحافظه كاران بار ديگر موفق شوند اين دولت را وارد يك ماجراجويي نظامي فاجعه بار ديگر كنند. تشابهات بين وضعيت كنوني و ماه هاي قبل از آغاز جنگ عراق بسيار نگران كننده هستند .
*برای خواندن ادامه این مطلب به "ادامه مطلب" مراجعه کنید
*برای مطالعه ادامه مطلب اینجاکلیک کنید*

