3 جريان مخالف اجراي اصلاحات اقتصادي دولت
دكتر احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه حركت دستگاههاي اقتصادي كشور بايد در جهت عدالت تنظيم شود، تصريح كرد: براي اصلاحات چارهاي جز اجراي طرح تحول اقتصادي نداريم.
به گزارش رجانیوز، رئيسجمهور در ديدار دبير و اعضاي كارگروه تحول اقتصادي، گفت: در طول 20 سال اخير تلاشهاي فراواني شده است تا ساختارهاي اقتصادي كشور اصلاح شود و طبيعي است كه امروز بايد به دنبال طرحي جامع، كامل، مؤثر و هدفمند در اين باره باشيم و از اين رو طرح بزرگ تحول اقتصادي تدوين شده است.
دكتر احمدي نژاد عدالت را از اهداف پايهاي طرح بزرگ تحول اقتصادي دانست و خاطرنشان كرد: پيشرفت بدون عدالت ارزشي ندارد. اينكه 30-20 سال سرمايه كشور به كارگرفته شود اما فقط عده خاصي از ثمرات آن برخوردار شوند، درست نيست و بايد طوري برنامه ريزي كرد تا همه اقشار مردم بهرهمند شوند.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه تحكيم پايههاي عدالت موجب شكوفايي و احياي شخصيت و فرصت دادن به رشد انسانها و نيز تثبيت امنيت ملي ميشود، تصريح كرد: ما ميخواهيم پيشرفته ترين كشور جهان بر پايه عدالت شويم.
رييس جمهور با اشاره به اينكه پيشرفت و توسعه كشور در طول ساليان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به خوبي در قالب برنامههاي گوناگون تنظيم شده است، گفت: امروز زمان آن است كه حركت دستگاههاي اقتصادي را نيز به طور كامل در جهت عدالت تنظيم كنيم.
وي با بيان اينكه در نظام بانكي، يارانهاي و مالياتي چارهاي جز اصلاح وضعيت موجود را نداريم، خاطر نشان كرد: 70 درصد يارانهها به طور مستقيم و غير مستقيم توسط سه دهك برخوردار جامعه استفاده مي شود و اين موضوع يكي از علتهاي اصلاح نظام توزيع يارانهها است.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه در برابر اصلاحات اقتصادي از ناحيه دو سه گروه مقاومتهايي صورت مي گيرد، اظهار داشت: يك گروه كساني هستند كه روحيه ايرادگيري دارند و ذاتاً با هر نوع تحول و تغيير مخالف بوده و در برابر آن مقاومت ميكنند. اين گروه نقاط منفي را چندين برابر برجسته ميكنند و هيچ راه حلي نيز ارايه نميدهند.
وي اضافه كرد: گروه ديگر افرادي هستند كه برنامههاي تحولي را به اندازهاي پيچيده و سخت نشان ميدهند تا طرف مقابل را از عملياتي كردن آن منصرف كنند و گروهي نيز به خاطر نگاه سياسي با آن مخالفت مي كنند و چه بسا اگر همين كار را با 50 درجه ضعيفتر خودشان انجام ميدادند، كاري بسيار خوب و اثر گذار معرفي ميشد.
رييس جمهور تاكيد كرد: چارهاي جز اجراي طرح تحول اقتصادي نداريم و اصولاً راه ديگري براي اصلاح اوضاع اقتصادي كشور وجود ندارد.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه خوشبختانه در كليات و جهت گيريهاي طرح، هماهنگي و اتفاق نظر در كشور وجود دارد، تصريح كرد: بايد تلاش كنيم در گام دوم كه طراحي تفصيلي طرح تحول اقتصادي در بخشهاي گوناگون است و گام بعدي آن يعني اجراي طرح نيز اين هماهنگي و اتفاق نظر وجود داشته باشد.
رييس جمهور در ادامه خطاب به اعضاي كارگروه تحول اقتصادي اظهار داشت: از آنجايي كه بايد اين طرح را در كشور مديريت كنيد، بايد به ابعاد و اجزاء گوناگون آن به طور كامل مسلط باشيد و براي سؤالات و شبهات احتمالي در بخشهاي مختلف از جمله هدفمند كردن يارانهها، افزايش فعاليتهاي عمراني و كنترل مصرف انرژي، پاسخهاي قانع كنندهاي داشته باشيد.
دكتر احمدي نژاد با تأكيد بر اينكه براي اجراي طرح تحول اقتصادي نيازمند همدلي و همراهي مردم هستيم، تصريح كرد: جذب و جلب اين همراهي و همدلي در گام اول به خوبي انجام شد و در گام دوم نيز چون وارد جزييات خواهيم شد، همين روند بايد ادامه يابد.
وي درباره اهميت توجيه اقشار گوناگون مردم نسبت به طرح تحول اقتصادي، گفت: علت اول جذب مشاركت عمومي است؛ چرا كه باعث ميشود اين طرح، روان و صريح به سرانجام برسد و علت ديگر آن است كه آسيبها را به حداقل ممكن كاهش ميدهد. از اين رو بايد تلاش شود تا اعتماد مردم نسبت به اينگونه طرحها هر چه بيشتر تقويت شود و اگر اين اعتماد عمومي در سطح بالايي باشد، آسيبها كاهش پيدا ميكند.
رييس جمهور همچنين خواستار سازماندهي بيشتر براي اطلاع رساني صريح و شفاف از طرح تحول اقتصادي شد و گفت: ضروري است درباره جزييات اين طرح بطور گسترده و با ظرافت و دقت اطلاع رساني شود و اگر فرصت داشتم با تك تك 70 ميليون ايراني درباره اين طرح صحبت ميكردم؛ چرا كه اجراي اين طرح براي كشور بسيار مهم و با ارزش است.
دكتر احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه بايد افكار عمومي براي اجراي طرح تحول اقتصادي بسيج شود، خاطر نشان كرد: اين طرح بايد موضوع گفتگو و مباحث عمومي شود و همه انديشههاي كشور نيز براي هر چه بهتر انجام شدن آن بسيج شوند.
رييس جمهور تصريح كرد: بايد از ظرفيت طرح تحول اقتصادي براي افزايش سطح دانش و فرهنگ اقتصادي مردم استفاده شود و ادبيات اقتصادي مردمي شود و اگر اين اتفاق بيفتد، در آن صورت پيامهاي شما به سرعت مورد قبول افكار عمومي قرار ميگيرد.
وي تاكيد كرد: بايد طرح تحول اقتصادي به گونهاي اجرا شود كه در آن نه شتابزدگي وجود داشته باشد و نه معطل شويم. البته خوشبختانه فضاي عمومي مجلس شوراي اسلامي و قوه قضاييه هم با اين طرح هماهنگ است.
دكتر احمدي نژاد طرح تحول اقتصادي را طرحي كامل و جامع دانست و گفت: بايد مراقبت شود تا اين طرح به كام اقتصاد و ملت شيرين باشد.
رييس جمهور در ادامه حمايت از توليد و افزايش بهرهوري، كاهش مصرف انرژي، كاهش استفاده از درآمدهاي نفتي در هزينههاي اجرايي و استفاده از آن در فعاليتهاي عمراني و نيز پرداخت مستقيم به مردم را از ثمرات اصلاح نظام يارانهاي دانست.
در ابتداي اين نشست، دكتر حسيني، وزير اقتصاد و امور دارايي گزارشي از پيشرفت و تكميل روند طرح تحول اقتصادي ارايه كرد و گفت: حمايت مقام معظم رهبري از اين طرح و اجماع صورت گرفته در خصوص آن از افتخار آميزترين و بزرگترين دستاوردهاي طرح تحول اقتصادي است و امروز نيز وارد فاز طراحي تفصيلي اين طرح شدهايم.
وي ضرورت آگاهي بخشي به اقشار مختلف مردم را در فاز جديد مورد تاكيد قرار داد و تصريح كرد: بايد با انسجام در اطلاع رساني و طرح موضوعات عمومي از سوي سخنگ
كساني كه آرزوي خانهنشين كردن مراجع را در سر ميپرورانند، اين آرزو را به گور خواهند بود.
صوت:
http://shekhmahdi.persiangig.com/audio/taghlid2.wma
صوت كامل سخنراني:
http://www.makaremshirazi.org/persian/gallery/_data/5/ramadan-1429-009.mp3
| ||
|
|
| ||
|
كاظم جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس پس از پايان جلسه امروز اين كميسيون در گفت و گو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با بيان اينكه اسفنديار رحيم مشائي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در كميسيون حضور يافت گفت: آقاي مشائي در اين جلسه در خصوص سخنان خود در سنندج و همچنين مواضع خود در خصوص رژيم غاصب اسرائيل توضيحاتي را به اعضاي كميسيون ارائه كرد. |
چند خصوصيت ممتاز در اين دولت وجود دارد كه من لازم ميدانم به اين خصوصيات تصريح كنم؛ اگر چه بارها هم گفته شده، اما در عين حال خوب است كه خود شما دوستان هم توجه داشته باشيد كه مايه امتياز شما، اينهاست. نامها و عنوانها و جايگاهها و كرسيها به انسان تشخص نميدهد؛ تشخص واقعى و شرف واقعى در معانى ديگرى است؛ همچنانى كه در روايت داريم كه «اشراف امّتى حملة القران و اصحاب اللّيل». اشرافيت در نظامهاى مادى معنايى دارد، ولى در نظام اسلامى اشرافيت معناى ديگرى دارد. آن كسانى كه اصحابالليلاند - كسانى هستند كه براى خدا در شب قيام ميكنند - يا كار دشوار را براى مردم در شب انجام ميدهند، يا آن كسانى كه حملةالقرآن هستند و با قرآن انس دارند و با نور قرآن و هدايت قرآن حركت ميكنند، «اشراف» اينها هستند. كسانى كه پول دارند، ثروت دارند و جايگاه اجتماعى دارند، آنها در منطق و در نظام ارزشى اسلامى «اشراف» محسوب نميشوند.
امتيازات دولتمردان هم از همين قبيل است. يك چيزهايى هست كه امتيازات واقعى است؛ بايد به اينها توجه كرد. تذكر من در درجه اول براى خود شماست كه بدانيد اهميت شما و تشخص شما به خاطر اين خصوصيات است. بعد هم در فضاى عمومى جامعه معلوم بشود كه اگر انسان از دولتى يا از مجموعهاى قدردانى و حمايت ميكند، اين نشانه چيست و اشاره به چيست و مسئله چيست در اين ميان.
من سهتا خصوصيت را اينجا يادداشت كردهام كه ذكر ميكنم.
يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همينجور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همه نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعهاى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.
خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد. هر دلبسته به انقلاب، اين را قدر مىداند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مىكند، بايد اين را قدر بداند. عدالتخواهى در اين دولت پررنگ شد. شعار عدالتخواهى به صورت جدى بر روحيه مسئولان، دولتمردان و برنامهها، پرتو افكند. استكبارستيزى - كه معناى ويژه انقلابى خودش را دارد - در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد. معناى استكبارستيزى دشمنى كردن با دولتهاى دنيا نيست، معنايش دشمنى كردن با استكبار است. استكبار - از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند - آفتِ براى بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند؛ ليكن هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعهاى كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعه بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مىآورند. ستيزه با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است. اين هم يكى از خصوصيات اين مجموعه است كه خوشبختانه برجسته است.
مسئله اعاده عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.
ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ اين را شما نداريد.
يكى از مظاهر دفاع از عزت هم همين مسئله انرژى هستهاى است. مسئله انرژى هستهاى، براى ما فقط اين نبود كه ما ميخواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران ميخواستند ما نداشته باشيم؛ اين فقط بخشى از قضيه است. بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنبالهها و اقمار بىارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيسجمهور، در مقابل اين زورگويى و اين تحميل و اين افزونطلبى ايستاديد؛ خداى متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد. اينها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومى اين دولت است كه براى من اهميت دارد.
روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنه مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. حالا يك عدهاى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفته يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنه مديران انقلاب و مجموعههاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مىشود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.
گرايشهاى سكولاريستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنه مجموعه مديران كشور نفوذ مىكرد - جلويش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دين و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونى اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميدانهاى خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكولاريستى بزنند؟! «يكى بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلى چيز خطرناكى بود. خب، الحمدللَّه اينها جلويش گرفته شد.
يا جرأت در ايجاد تحول؛ حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحولآفرينى جرأت دارد و اقدام مىكند. نمىخواهم بگويم همه اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشى است كه اين خوشبختانه هست.
جرأت در مقابله با فساد. مقابله با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعههاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابله با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.
روحيه تهاجم در مقابله با زورگويان بينالمللى. يك وقت هست كه زورگويان بينالمللى مىآيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كردهايد و ما رفع و رجوع مىكنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعى هجوم است. زورگويان بينالمللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همه كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براى تهاجمات سياسى بينالمللى، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم. يك وقتى از بنده - سالهاى اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابى داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعى اينها هستيم؛ در قضيه زن مدعى هستيم؛ در قضيه حقوق بشر مدعى هستيم؛ در قضاياى حقوق اساسى انسانها مدعى هستيم. ما مدعى اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويى نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بىجا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيه خوبى است؛ روحيه انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.
گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابله با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است. اين خصوصيت دوم و امتياز دومى است كه در اين دولت هست.
امتياز سوم هم روحيه مردمى و خاكى اين دولت است؛ اين هم خيلى باارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهرى و شكل و قيافه نيست؛ امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم همسطح كنيد، به شكل مردم و در ميان مردم باشيد، با مردم تماس بگيريد، با آنها انس پيدا كنيد، از آنها بشنويد. اين امتياز بزرگى است و در شما هست؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريد.
سادهزيستى - بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد. اين سهتا خصوصيت و امتياز است.
«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اين وظيفه بنده هم هست، وظيفه همه هم هست. اگر چنانچه اين خصوصيات را در مجموعه دولت كنونى قدردانى نكنيم و تشكر نكنيم، طبعاً خدا را خوش نمىآيد. خداى متعال دوست دارد كه از كارهاى خوب افراد تشكر بشود، قدردانى بشود و سپاسگزارى بشود. وظيفه بنده هم اين است كه قدردانى كنم و به خاطر همين خصوصيات، از دولت حمايت كنم. البته حمايت از دولت، مخصوص اين دولت نيست؛ بنده هميشه از دولتها حمايت كردهام؛ امام هم (رضوان اللَّه تعالى عليه) در هر برههاى، از دولتها و رؤساى قوه مجريه و مسئولين دولتى حمايت ميكردند. دليلش هم واضح است. چون عمده بار اداره مديريت كشور بر عهده قوه مجريه است و نظام بايد از قوه مجريه، از رئيسجمهور، از مسئولين و از وزرا، حمايت كند. امام هم حمايت ميكردند؛ بنده هم در دورههاى گذشته هميشه حمايت ميكردم. منتها خب، اين خصوصياتى كه عرض كرديم، موجب بشود كه انسان گرمتر حمايت كند و در اين قدردانى و حمايت، دلگرمتر اقدام كند.
البته اين به معناى چشم بستن بر ضعفهاى دولت هم نيست. بالاخره شما هم بشريد، نقص داريد، ضعفهايى هم داريد؛ كارهايى را ميخواستهايد انجام بدهيد، ولى انجام نگرفته؛ كارهايى را به فكر نبودهايد و به ذهنتان نبوده، بايد متوجه آنها بشويد و انجام بدهيد؛ كه در جلسات خصوصى با آقاى رئيسجمهور و با بعضى از مسئولين ديگر و در بسيارى از جلسات عمومى - مثل همين ديدارهاى دولت و غيره - هم گفته شده. البته آن حمايت هم بجاى خودش محفوظ است و هست
مروري بر تجربه 60 ساله و عبرتي براي امروز- قسمت اول
نويسنده: حيدر رحيم پور-مشهد
¤ 28مرداد كه مي رسد گرچه شرايط سياسي نسبت به سال 32 تغييرات بسياري كرده و اساساً با آن زمان در تضاد است ولي وقتي 55 سال قبل را بياد مي آورم كه چگونه نهضت آن روز با خبط و خطاي ياران، پيش چشم ما آب شد و وقتي اشتباهات تكراري را در كار سياسيون و انقلابيون امروز، مجسم مي بينم تنم مي لرزد. مشاجرات بي اهميتي كه اينك در مجلس و دولت و در پشت جبهه آنان كه خود را اصولگرا مي پندارند، بر سر آنكه فلاني چه گفت و آن ديگري چه كرد، در جريان است، مرا دوباره مي ترساند كه آيا تحريف ديگري در راه است و آيا منحني ارزش هاي انقلاب كه ناگهان در ناباوري دوست و دشمن در اين سالها اينچنين بالاآمد، دوباره پيش چشم ما پائين خواهد رفت؟!
وقتي به ياد مي آورم كه با چه شجاعت و اميدي ما جمعي از مهديه حاجي عابدزاده و جمعي از فدائيان اسلام در نوجواني، تابلوي «نفت ايران و انگليس» را در مشهد و در ميتينگ مليون، به زير كشيديم و تابلوي «نفت ملي ايران» را جايگزين آن كرديم و به ياد مي آورم در انجمن پيروان قرآن و موتلفين اسلامي و سپس كانون نشر حقايق اسلامي، چگونه فراز و فرودهاي نهضت را گاه اميدوارانه و گاه ناباورانه مي نگريستيم و سپس همان جمع شجاع و پرنشاط، چگونه در روز 28 مرداد، و پس از ديدن آن همه اختلافات ميان خودي ها ديگر انگيزه و دليلي براي ايستادن در برابر كمتر از صد نفر!! چاقوكش نداشتيم و اساساً معلوم نبود كه اين يك كودتاست و فردا همه چيز تمام مي شود و در نهضت مقاومت ملي پس از كودتا، چگونه بي فايده، حسرت پيروزي هاي از دست رفته را مي خورديم، وقتي چشمان دردمند نواب صفوي را كه ميهمان انجمن پيروان قرآن در مشهد بود و ياس و نگاه عاقل اندر سفيه آيت الله كاشاني را به خود كه در مشهد، ميزبان شان بوديم و نيز پاسخ پر از تاسف و دلسردي مصدق را به نامه پرسش گرانه ام كه نوشت (فرزند عزيزم، دوران ما گذشت، فردا نوبت شماست) به ياد مي آورم و امروز دوباره اين همه سر به هوايي و نزاع هاي كودكانه ميان خودي ها را مي بينم آن هم در شرايطي كه احمدي نژاد وارد يكي از بزرگترين و شايد بزرگترين معركه تاريخ اصلاحات ايران يعني اصلاح بانك و بيمه و ماليات و يارانه ها شده و بايد همه حواس او، به جاي حاشيه ها، متوجه اين جراحي بزرگ كه هم پربركت و هم خطرناك است باشد و بايد مجلس و همه قوا با هوشياري به كمك بشتابند، همه به يكديگر مشغولند و انقلابيون به حاشيه پردازي ها بر سر مسائل درجه سوم ميان موافقان و مخالفان احمدي نژاد گرفتار شده، دوباره تنم مي لرزد و از خود مي پرسم آيا تحريف ديگري در راه است؟
چه چوب ها كه از تحريف ارزش ها و تحريف حقيقت خورده ايم و خواهيم خورد. غرب نمك نشناس در يكي دو قرن تجربه نفوذ در جهان اسلام دريافته است تا هرگاه كه اجتهاد فقيهان شيعه و جهاد سربازان حسين(ع) و ياران مهدي(عج) در كار باشد درهم كوبيدن صف انقلابيون، ميسر نيست، و سربازان مكتب با اجتهاد، هر روز به شكلي جديد به نشر انديشه اسلامي مي پردازند، پس بارها از راه تحريف دين و تفرقه مبارزين وارد شده و ارزش ها را تحريف و تبديل به ترياك كرده است.
عرفان مجاهدپرور را به تصوف قاعدين و زهد درويش را به كشكول گدايي تبديل كرد. پيشتر، درويشان، نه گدايان بي شريعت و بي حال، بلكه عياران از دنيا بريده بودند كه از عصر مغول تا هجوم غرب به ايران، بر ظالمان مي تاختند. همچنين در روزگار سلطه انگلستان روباه صفت، دسته هاي عزاداري عاشورا و علم هاي سرنگون و سياه پوشيده كه شمايل سپاه انتقام را داشته و بوي خون و خطر براي يزيديان تاريخ مي پراكندند و شجاعتشان را براي دشمنان به نمايش مي گذاردند اما در دوران قاجارهاي تيله باز كودك صفت و پهلوي فاسد، عزاداري انقلابي و اعتراضي، تبديل به خودزني هاي بي هدف و خرافه پردازي شد و شبيه خواني فرهنگ ساز را كه هنر عاشورايي و انقلابي بود، چون شبيه سازي هاي توخالي هنرمندان روز به شكل تئاتر هاي ضعيف و بي محتواي خياباني درآورد و تا آنجا پيش رفت كه شبيه سازي هاي هنرمندانه و پرده هاي نمايش كه ديروز مذهب شيعه رواج داده بود نيز ابزار حرفه گدايي و بازيچه دشمن و سرگرمي عوام گرديد و توطئه هاي انگليسي و جهل خودي ها زمينه اي آفريد كه سنت ها تبديل به بدعت ها شد و مردم را آنچنان از اين حركات، متنفر گردانيد كه دشمن مكار توانست با همكاري رضاخان، آن ديكتاتور تجددزده بي سواد به جاي بدعت براندازي، سنت براندازي كند و تا آنجا كه چون در شهريور سال 1320 كفار و اشغالگران، اين بار علناً به كشورشان هجوم آوردند مردم بيش از آنكه از هجوم دشمن افسرده گردند، خرسند بودند كه شاه بي دين شان، معزول گشت و ناگهان تب عزاداري هاي خرافي و قمه زني و هيئت بازي بي هدف كشور را گرفت. «فاعتبروا يا اولي الالباب»، ليكن دشمن هوشيارتر از آن بود كه حسينياني را كه با سينه هايي پر از مهر حسين(ع) و محروميت ده ساله از عزاداري به دست رضاخان به آزادي انگليسي رسيده اند به حال خود رها كند تا برايش دردسر بيافرينند. در خراسان كه خود درگير مسائل بودم دربار و انگليس، بسياري هيئت ها را با همكاري يك روحاني از تبار درباريان كه متاسفانه فرزند مرجع عاليقدر مجاهد عصر مشروطه بود به زنجيربردگي كشيد و ابتدا با توان فيزيكي آنان در 17 آذر 25، حزب توده را در مشهد متلاشي ساخت و سپس نخبگان توده اي را هم به بردگي گرفت و تيغ دو دمه اي از توده نفتي ها ساخت و در واقع، انگلستان، پس از شاخه راست مذهبي اش، اينك شاخه چپ خود را هم در كشور، سازمان مي داد كه تا امروز هم از ژست هاي بي معني و شكلك هايشان بهره مي برد و چند سال بعد در دوران نهضت نفت توانست توده اي هاي برده شوروي و پان ايرانيست ها و كلوپ مصدقي هاي مستخدم راستي ها و هر حزب تندرو ديگري را در صف مقابله با صاحبان اصلي نهضت ضدانگليسي نفت قرار دهد و به هوش باشيد كه اين كار همواره و امروز نيز شدني است. مگر امروز چپ و راستي كه ساده انديشانه بر آن باورند كه اصلي ترين وظيفه شان آن است كه در برابر يكديگر، آگاهانه صف ببندند و گمان مي كنند كه طرح هاي مبارزه با يكديگر را خود مي ريزند اين چنين نيستند؟
□روزنامه كيهان > شماره 19162 31/5/87

